مظفرمیکائیلی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ مظفرمیکائیلی
آرشیو وبلاگ
      35 ()
  نویسنده: مظفرمیکائیلی - شنبه ۱٢ تیر ،۱۳٩٥

 

شهر زیبا شهری بود که همه‌ی اهالی آن دزد بودند. شب‌ها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمی‌داشت و از خانه بیرون می‌زد؛ برای دستبرد زدن به خانه‌ی یک همسایه. حوالی سحر با دست پر به خانه برمی‌گشت، به خانه‌ی خودش که آن را هم دزد زده بود. به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند؛ چون هرکس از دیگری می‌دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آن‌جا که آخرین نفر از اولی می‌دزدید. دادوستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت می‌گرفت؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده‌ها. دولت هم به سهم خود سعی می‌کرد حق و حساب بیش‌تری از اهالی بگیرد و آن‌ها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را می‌کردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن بالا بکشند..به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری می‌شد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده. روزی، چطورش را نمی‌دانیم؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آن‌جا را برای اقامت انتخاب کرد. شب‌ها به جای این‌که با دسته کلید و فانوس دور کوچه‌ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که می‌خورد، سیگاری دود می کرد و شروع می‌کرد به خواندن رمان.. دزدها می‌آمدند، چراغ خانه را روشن می‌دیدند و راهشان را کج می‌کردند و می‌رفتند. اوضاع از این قرار بود تا این‌که اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود. هرشب که در خانه می‌ماند، معنی‌اش این بود که خانواده‌ای سر بی شام زمین می‌گذارد و روز بعد هم چیزی برای خوردن ندارد.

بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن می‌توانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون می‌زد و همان‌طور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمی‌گشت؛ ولی دست به دزدی نمی‌زد. آخر او فردی بود درستکار و اهل این‌کارها نبود. می‌رفت روی پل شهر می‌ایستاد و مدت‌ها به جریان آب رودخانه نگاه می‌کرد و بعد به خانه برمی‌گشت و می‌دید که خانه‌اش مورد دستبرد قرار گرفته است.

در کم‌تر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندار خود را از دست داد؛ چیزی برای خوردن نداشت و خانه‌اش هم که لخت شده بود. ولی مشکل این نبود. چرا که این وضعیت البته تقصیر خود او بود. نه! مشکل چیز دیگری بود. قضیه از این قرار بود که این آدم با این رفتارش، حال همه را گرفته بود! او اجازه داده بود دار و ندارش را بدزدند بی‌آن‌که خودش دست به مال کسی دراز کند.. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس از سرقت شبانه از خانه‌ی دیگری، وقتی صبح به خانه‌ی خودش وارد می‌شد، می‌دید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه‌ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد می‌زد. به هر حال بعد از مدتی به تدریج، آن‌هایی که شب‌های بیش‌تری خانه‌شان را دزد نمی‌زد رفته‌رفته اوضاع‌شان از بقیه بهتر شد و مال و منالی به هم می‌زدند و برعکس، کسانی که دفعات بیش‌تری به خانه‌ی مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر چیز به درد نخوری خالی شده بود) دستبرد می‌زدند، دست خالی به خانه برمی‌گشتند و وضع‌شان روزبه‌روز بدتر می‌شد و خود را فقیرتر می‌یافتند. به این ترتیب، آن عده‌ای که موقعیت مالی‌شان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار، این عادت را پیشه کردند که شب‌ها پس از صرف شام، بروند روی پل چوبی و جریان آب رودخانه را تماشا کنند.. این ماجرا، وضعیت آشفته‌ی شهر را آشفته تر می‌کرد؛ چون معنی‌اش این بود که باز افراد بیش‌تری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر می‌شدند. به تدریج، آن‌هایی که وضع‌شان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوچه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروت‌شان ته می‌کشد و به این فکر افتادند که "چه‌طور است به عده‌ای از این فقیرها پول بدهیم که شب‌ها به جای ما هم بروند دزدی". قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین و پورسانت‌های هر طرف را هم مشخص کردند: آن‌ها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی می‌کردند سر هم کلاه بگذارند و هر کدام از طرفین به نحوی از دیگری چیزی بالا می‌کشید و آن دیگری هم از... . اما همان‌طور که رسم این‌گونه قراردادهاست، آن‌ها که پولدارتر بودند و ثروتمندتر و تهیدست‌ها عموماً فقیرتر می‌شدند. عده‌ای هم آن‌قدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن، نه نیاز به دزدی مستقیم داشتند و نه این‌که کسی برایشان دزدی کند. ولی مشکل این‌جا بود که اگر دست از دزدی می‌کشیدند، فقیر می‌شدند؛ چون فقیرها در هر حال از آن‌ها می‌دزدیدند. فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدم‌ها را استخدام کردند تا اموال‌شان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند، اداره‌ی پلیس برپا شد و زندان‌ها ساخته شد. به این ترتیب، چند سالی از آمدن مرد درستکار به شهر نگذشته بود که مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمی‌آوردند. صحبت‌ها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود؛ اما در واقع هنوز همه دزد بودند. تنها فرد درستکار، همان مرد اولی بود که ما نفهمیدیم برای چه به آن شهر آمد و کمی بعد هم از گرسنگی مُرد. 

نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ٢:۴۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٠
نظرات (9)    |   لینک ثابت    |   تگ ادبیات و تگ داستان کوتاه

یک فعال محیط‌ زیستی درگفت‌وگو با ایلنا : بزرگ‌ترین مشکل محیط زیستی کشور ما ناآگاهی مسوولان است

چهارشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۰ 
«بسکی» بزرگ‌ترین مشکل محیط زیستی کشور را ناآگاهی مسوولان از اهمیت محیط زیست در دولت و مجلس می‌داند و معتقد است این موضوع باعث شده جنگل‌ها، رودخانه‌ها و دریا‌ها، به وضعی بسیار ناگوار دچار شوند. 
ایلنا: شاید قابل باور نباشد اما اینجا در قلب تهران یعنی میدان انقلاب با این همه دود و آلودگی و سر وصدا، باغچه‌ای وجود دارد که پر است از درختان زیتون و انار و هلو و توت و شاه توت و به و انگور. اینجا خانه دکتر «غلامرضا بسکی» یکی از با سابقه‌ترین دوستداران محیط زیست است. 
زندگی بسکی کاملا با طبیعت گره خورده است حتی اینجا، وسط دود و دم تهران که خیلی از ما فکر می‌کنیم جایی برای طبیعت وجود ندارد. 
اما پای صحبتش که می‌نشینی سراسر تاسف است و نگرانی. تاسف برای ناآگاهی مسوولان و مردم و نگرانی برای نسل فعلی و آتی ایران که به دست خود طبیعت و محل زندگیشان را نابود کرده‌اند. 
بسکی در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایلنا می‌گوید: «وجود همه موجودات روی کره زمین حتما حکمتی دارد و نه تنها مضرنیست بلکه فایده هم دارد و فقط بشر است که خودش با دست خودش کره زمین را نابود می‌کند.» 
بسکی می‌گوید: «نیاز آدمی به هوا بدیهی‌ست، اگر هر فرد سه دقیقه نفس نکشد می‌میرد، از سوی دیگر تنها منبع تولید اکسیژن در دنیا هم درختان هستند و این درحالی‌ست که انسان ‌با دست خود آن را نابود می‌کند.» 
او که از بی‌مهری و کم توجهی به محیط زیست کشور بسیار نالان است، می‌گوید: «درکشور ما نیز با وجودی که دولت هم قدرت اجرائی بهبود و حفاظت از محیط زیست را دارد و هم ابزار آن را، به دلیل ناآگاهی مسوولان و مدیران از مسایل محیط زیست نه تنها به حفظ محیط زیست کمک نشده بلکه ضربات مخربی هم به آن وارد کرده‌اند.» 
بسکی ادامه داد: «در مورد وکلای مردم در مجلس نیز همین گونه است، می‌توان گفت محیط زیست برای مجلسی‌ها اولویت آخر هم نیست چون علم واطلاعی از وضعیت محیط زیستی ایران و جهان ندارد.» 
او معتقد است پیش از اینکه کسی به عنوان نماینده مجلس و یا یک مدیر و مسوول دولتی انتخاب ‌شود باید در زمینه وضعیت جهان از نظر محیط زیست و منابع طبیعی امتحان بدهد و اگر اطلاعاتش به روز بود اجازه فعالیت داشته باشد. 
او می‌گوید: «ناآگاهی مسولان به ارزش درخت و منابع طبیعی موجود آسیب‌های مخربی و جدی به محیط زیست زده است برای همین است که برای مثال اجازه معدن کاوی در وسط جنگل داده می‌شود بدون اینکه به ارزش درخت و جنگل و نابودی آن توجه شود.» 
بسکی در عین حال اقدامات رییس قوه قضاییه و تلاش برای تشکیل یک دادگاه برای جرائم زیست محیطی را امیدوار کننده دانست. 
این پزشک دوستدار طبیعت تصریح می‌کند: «در ۸ سال گذشته در آمد نفت افزایش چشم گیری داشته و در آمد زیادی را عاید دولت کرده است سوال من این است که چرا حتی یک سهم کوچک از این درآمد هنگفت صرف بهبود وضعیت محیط زیست کشور نشده است.» 
وی با تاکید بر اینکه پول کشور باید صرف کارهای زیربنایی بشود، گفت: «هم اکنون با بحران آب رو به‌رو هستیم؛ آبخان‌ها همه از بین رفته، دشت‌ها در حال فرونشست هستند، تمام تمدن ما در حال نابودی است و در این اوضاع آیا افزایش حقوق بازنشستگی تاثیری در بهبود زندگی و افزایش رفاه مردم در محیط زیستی آلوده خواهد داشت؟» 
بسکی بزرگ‌ترین مشکل محیط زیستی کشور ما را ناآگاهی مسوولان از اهمیت محیط زیست چه در دولت و چه در مجلس می‌داند که باعث شده جنگل‌ها، رودخانه‌ها و دریا‌ها، به وضعی بسیار ناگوار دچار شوند. 
او تصریح می‌کند: «رعایت محیط زیست و ارتقاء کیفیت زندگی در شهری مثل تهران غیر ممکن نیست و با یک عزم جدی می‌سر است و من اطمینان دارم با انجام اقدامات علمی ‌و حساب شده می‌توان در مدت ۱۰ سال از تهران بهشت ساخت، می‌توان ۲۰ سال دیگر ایران را به عنوان الگویی در زمینه حفظ محیط زیست مطرح کرد.» 
بسکی تاکید می‌کند: «آیا حق مسلم هر تهرانی و هر ایرانی نیست که بتواند در هوای تهران نفس بکشد و سرطان نگیرد، آیا حق هر ایرانی نیست که در کنار یک رودخانه بنشیند واز زیبایی آن لذت ببرد به جای آنکه بوی گند تعفن را تحمل کند.» 
به گفته این پزشک دوستدار محیط زیست کشور ما قابلیت بسیار بالایی برای استفاده از انرژی خورشیدی دارد، اما از آن استفاده نمی‌شود. 
او در پایان تاکید دارد هر کس اندکی اهل منطق و دلسوز این مملکت باشد با دیدن این ویرانی‌ها در محیط زیست قلبش به درد می‌آید، دلسوزان تا دیر نشده چاره‌ای بیاندیشند. 
به گزارش ایلنا، «غلامعلی بسکی» زاده‌ی ۱۳۱۰ در سبزوار، پزشک و هوادار محیط زیست ایرانی است. 
وی یک گیاه‌خوار مطلق است که زندگی خود را وقف دفاع از محیط زیست و تبلیغ گیاه‌خواری کرده‌است.

نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ٢:۳۵ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٠
نظرات (5)    |   لینک ثابت    |   تگ محیط زیست و تگ ایران

 

  

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی


اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

 به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

 به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر برده‏ عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

 تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی

اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی.

 تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌اندیشی بروی. امروز زندگی را آغاز کن

.

.

.

.

.

.

.
امروز مخاطره کن
امروز کاری کن
نگذار که به آرامی بمیری
شادی را فراموش نکن

 

نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٠
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ شعر و تگ ادبیات

در تمام مدت، گارد محافظ منزل دکتر مصدق به فرماندهى سرهنگ ممتاز با کودتاگران مقابله کرد و در ساعت ۳۰: ۵ بعدازظهر ۲۸ مرداد، دفاع خانه دکتر مصدق درهم شکست و تا ساعت ۸ شب که حکومت نظامى بود مهاجمان فرصت داشتند تا به درون خانه بریزند و هرچه بود به غارت برند و سپس خانه را به آتش کشند.» دکتر غلامحسین مصدق در خاطراتش می گوید: « عصر روز ۲۸ مرداد، دار و ندار پدر را در خانه ۱۰۹ کاخ ( فلسطین فعلی ) غارت کردند. حتی کاشی های ساختمان و سیم های برق را کندند و بردند. خانه برادرم احمد و خانه من که مجاور خانه پدرمان بود، تاراج شده بود، و آنچه برای من باقی مانده بود،یک دست لباس تنم، باضافه کلید همان خانه غارت شده بود. مادرم را با سه چهار بچه یتیم، که از احمد آباد آورده بود واز آنها نگاهداری می کرد، مقارن ظهرروز ۲۸مرداد، با اصرار از خانه اش به خانه خواهرم منصوره برده بودند. چند روز بعد، با فراهم آوردن اثاث مختصری، به خانه کوچکی که در خیابان حشمت الدوله داشت نقل مکان کرد.» .( در کنار پدرم، مصدق، خاطرات دکتر غلامحسین مصدق ، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ اول ، ۱۳۶۹ ، ص۱۱۹) دکتر صدیقی بخشی از آن روز را اینگونه شرح می دهد:« در این وقت که هوا بتدریج تاریک می شد، ما از پنجره جنوب زیر زمین متوجه نور تیره فام و سپس شعله های آتش شدیم که در امتداد جنوب غربی باغ، یعنی خانه آقای دکتر مصدق زبانه می کشید. حالت غریبی به همه ما دست داد و خیالات پریشان و افکار دردناکی از خاطر ما می گذشت که وصف آن کار آسانی نیست. آقای دکتر مصدق به پای پنجره رو به جنوب زیر زمین آمدند. من در سمت چپ ایشان ایستاده بودم. آنچه بیشتر این منظره را غم افزا و الم انگیز می نمود، مشاهده حالت سکون و وقار و تمکین پیر مردی بود که پهلوی من ایستاده بود و لهیب آن شعله های دود آمیز را که از خانه و مسکن او بر می خاست، به چشم میدید ! شاید درحدود یک دقیقه، آقای دکتر و من، پشت پنجره، دود شعله را نظاره می کردیم. سپس آقای دکتر با بغض گریه درگلو، به من گفتند: « آتش سوزی خانه مهم نیست، من از روی آن زن که امشب سجاده ندارد که روی آن نماز بخواند شرمنده ام!...»

نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٠
نظرات (1)    |   لینک ثابت    |   تگ ایران و تگ سیاسی و تگ تاریخ


آفتاب می شود

...

نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
..
نگاه کن
.
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام میکشد
.
نگاه کن
.
.تمام آسمان من پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطر ها و نورها
نشانده ای مرا
کنون به زورقی
ز عاجها ز ابرها بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر شهر شعر ها و شورها
به راه پر ستاره ه می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
.
نگاه کن
.
من از ستاره سوختم 
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره می رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
.
نگاه کن 
.
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان به بیکران به جاودان
کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن
نگاه کن که موم شب براه ما
چگونه قطره قطره آب میشود
صراحی سیاه دیدگان من
به لالای گرم تو
لبالب از شراب خواب می شود
به روی گاهواره های شعر من
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب می شود

نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ۱٢:۵٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٠
نظرات (1)    |   لینک ثابت    |   تگ ادبیات و تگ شعر

چین، شغل ۹۰ درصد ساکنان لالجین همدان را بلعید !

بارها عنوان شده که وجود ردپای سفالهای چینی در شهر لالجین که عنوان شهر سفال کشور را یدک می‌کشد، باعث نارضایتی و ایجاد مشکلاتی برای شاغلان این حرفه شده اما این نکته همچنان با بی توجهی مسئولان همراه است. به گزارش خبرنگار مهر، مردم شهر لالجین که از دیرباز از طریق حرفه سفالگری زندگی خود را تامین کرده اند، هر بار با مشکلی روبرو می‌شوند که اینبار مشکل آنها فراتر از یک رویداد کوچک است. سفالگران لالجین که سینه به سینه این صنعت را به نسل بعدی انتقال می‌دادند، اکنون به‌ تدریج در کارگاه‌هایشان را می‌بندند زیرا بازار آنها از رونق افتاده و علت آن نیز وجود سرامیک‌های چینی است که در فروشگاه‌های همدان و لالجین جا خوش کرده است. 

* مسئولان استان، هجوم سرامیک‌های چینی به لالجین را فراموش کرده اند
هر چند بارها درباره هجوم سرامیک‌های چینی به بازار سفال ایران (لالجین) مطالبی عنوان شده اما آنچه مسلم است اینکه گویا مسئولان چشم بر این واقعیت بسته اند تا شاهد نابودی این هنر اصیل باشیم.
در شهر لالجین بیش از ۱۶ هزار نفر سکونت دارند و بیش از… ۸۰ درصد جمعیت فعالان از طریق اشتغال در رشته سفال و سرامیک روزگار می‌گذرانند.
در حال حاضر ۷۰۰ کارگاه سنتی و مدرن سفال و سرامیک در لالجین فعال است و ۲۰۰ فروشگاه و نمایشگاه بزرگ و کوچک‌، دست ساخته‌های هنرمندان و صنعتگران را عرضه می‌کنند.
لالجین از معدود مناطقی است که مردم آن به صورت سنتی و خانوادگی به یک حرفه و هنر اشتغال دارند و پیشه اصلی زنان و مردان این شهر از دیرباز سفالگری و سرامیک سازی بوده است‌.

* بی توجهی به نجات شهر لالجین ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به صنعت و سنت همدان است
پرواضح است که بی توجهی به نجات شهر لالجین از محاصره کالاهای چینی، ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به صنعت و سنت همدان است که در درازمدت جبران آن خیلی سخت خواهد بود.
نگاهی به وضعیت این شهر بیانگر آنست که صنعت سفال و سرامیک لالجین در وضع هشدار قرار گرفته‌ و دیری نخواهد گذشت که واحدها و کارگاه‌های سفالگری به‌طور کامل به تعطیلی کشیده شوند.
در حال حاضر کارگاه های سفال شهر لالجین که روزگاری نمایشگاهی از انواع هنر ساخت سفال محسوب می شدند با ظرفیت پایین در حال کار هستند و اگر جلوی واردات سفال گرفته نشود، رفته‌رفته به سمت نابودی یا همان تعطیلی می‌روند.
آنچه مسلم است اینکه متاسفانه امروزه صنعت سفالگری که به‌عنوان یک هنر ایرانی در دنیا زبانزد است، با تقلیدهای کشور چین وضع آشفته‌ای پیدا کرده و به بعضی از فروشگاه‌های لالجین کالاهای چینی وارد شده که این امر تعطیلی کارگاه‌های سفال را به همراه دارد و بر میزان بیکاری در همدان دامن می زند.
* تنها شهرک سفالسازان ایران در شهرستان لالجین قرار دارد
در همین خصوص معاون هنرهای سنتی و صنایع دستی استان همدان در بیان وضعیت تولید سفال شهر لالجین با اشاره به اینکه تنها شهرک سفالسازان ایران در شهرستان لالجین قرار دارد، گفت: کارگاه های جدیدی در این شهرک ایجاد شده است.
بهجت عباسی مساحت شهرک سفالسازان را ۵۲ هکتار عنوان کرد و گفت: تعداد کارگاههای در حال ساخت این شهرک ۳۴ کارگاه است.
معاون هنرهای سنتی و صنایع دستی استان همدان با بیان اینکه بر اساس قرارداد منعقده ۱۵۸ کارگاه در این شهرک ساخته می شود، گفت: آب، برق، گاز، تلفن و خیابان کشی شهرک مذکور انجام شده است.
عباسی محل قرار گرفتن این شهرک را زمینی در پنج کیلومتری لالجین عنوان کرد و افزود: شهر لالجین با دارا بودن بیش از ۷۰۰ کارگاه فعال سفال و سرامیک هنوز هم به عنوان پایتخت سفال ایران شناخته می شود.
وی با اعلام اینکه تمام این کارگاهها به صورت گروهی و خانگی به تولید و عرضه سفال می پردازند، یادآور شد: وجود بیش از ۲۰۰ فروشگاه سفال در شهر لالجین از دیگر دلایل فعال بودن این هنر در پایتخت سفال ایران است.
* شغل ۹۰ درصد ساکنان لالجین سفالگری است
عباسی اظهار داشت: لالجین شهری است که با ورود به آن چیزی جز سفال مشاهده نمی شود و شغل ۹۰ درصد از ساکنان این منطقه هنوز سفالگری است.
وی گفت: هنرمندان این منطقه سالانه بیش از ۴۶ هزار تن سفال در قالب ۳۷ میلیون قطعه انواع ظروف و اشیا زینتی سفال در ابعاد و اندازه‌های مختلف تولید می‌کنند.
عباسی افزود: لالجین با وسعت ۵۰۸ کیلومترمربع در شرق شهرستان بهار واقع است و بیش از ۹۶۰ واحد خرد و کوچک و متوسط تولید، تکمیل و فروش سفال و سرامیک را با اشتغالی افزون بر شش هزار نفر در خود جای داده است.
با این تفاسیر پرواضح است که تعلل در نجات شهر لالجین از وضعیتی که در آن گرفتار شده نه تنها سابقه چندین ساله استان همدان در تولید سفال را خدشه دار می کند بلکه اشتغالی افزون بر شش هزار نفر را با چالش روبرو خواهد کرد.
* موقعیت ویژه لالجین با ورود کالاهای نامرغوب چینی به بازی گرفته شده است
یکی از کارشناسان هنرهای دستی استان همدان نیز با بیان اینکه نباید موقعیت ویژه شهر لالجین با ورود کالاهای نامرغوب چینی به بازی گرفته شود، گفت: در این شرایط باید برای شناساندن سفال همدان کار تبلیغی بسیاری انجام شود.
مراد تیموری تاکید کرد: باید نمایشگاه‌هایی در سطح کشور دایر شود تا ضمن افزایش تولیدات داخلی در فروشگاه‌ها، مردم به استفاده از تولیدات محصولات چینی تشویق نشوند.
تیموری ادامه داد: چنانچه در زمینه سفال و سرامیک هزینه‌های تولید کاهش یابد، بازار‌های بیشتری به دست خواهد آمد و این امر راه را بر تولیدات چینی می بندد.
وی تاکید کرد: صنعت سفالگری و هنر سفال و سرامیک نسل به نسل منتقل می شود و اگر انقطاعی در آن به ‌وجود آید دیگر جوانان استقبالی از این هنر نخواهند داشت و خطری جدی این صنعت را تهدید می‌کند.
* مسئولان استان همدان باید با واردات برخورد جدی و قانونی داشته باشند
تیموری ادامه داد: مسئولان استان همدان باید با واردات برخورد جدی و قانونی داشته باشند و به سوداگران اجازه ندهند که این صنعت را از لالجین گرفته و بعدها به نام خودشان ثبت کنند.
وی با بیان اینکه وظیفه سازمان میراث فرهنگی تنها نگهداری از آنچه زیرخاک مدفون است، نیست، گفت: این سازمان باید از میراث استان همدان محافظت کند.
پر واضح است که حفظ و نگهداری میراث فرهنگی در جای جای ایران امری ضروری است و همواره صیانت از آنها مهمترین اصل به شمار می‌رود.
با این تفاسیر در شهر لالجین که با مسائل و مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می‌کند، وجود مشکل واردات کالاهای چینی نگرانی‌ها را دوچندان کرده است و اکثر سفالگران این شهر کوچک خواستار جلوگیری از تصرف بازار توسط محصولات چینی هستند که اگر مسئولان در این خصوص تعلل کنند شاید جبران اتفاقت بعدی امکان پذیر نباشد.

 

 

نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ۶:۵۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠
نظرات (3)    |   لینک ثابت    |   تگ میراث فرهنگی و تگ صنایع دستی و تگ هنر و تگ ایران

The Dog That Cornered Osama Bin Laden

When U.S. President Barack Obama went to Fort Campbell, Kentucky, last week for a highly publicized, but very private meeting with the commando team that killed Osama bin Laden, only one of the 81 members of the super-secret  SEAL DevGru unit was identified by name: Cairo, the war dog.

 

Cairo, like most canine members of the elite U.S. Navy SEALs, is a Belgian Malinois. The Malinois breed is similar to German shepherds but smaller and more compact, with an adult male weighing in the 30-kilo range.

(German shepherds are still used as war dogs by the American military but the lighter, stubbier Malinois is considered better for the tandem parachute jumping and rappelling operations often undertaken by SEAL teams. Labrador retrievers are also favored by various military and law enforcement organizations around the world.)

Like their human counterparts, the dog SEALs are highly trained, highly skilled, highly motivated special ops experts, able to perform extraordinary military missions by SEa, Air and Land (thus the acronym).

The dogs carry out a wide range of specialized duties for the military teams to which they are attached: With a sense of smell thousands of times greater than a human, the dogs are trained to detect and identify both explosive material and  hostile or hiding humans.

The dogs are twice as fast as a fit human, so anyone trying to escape is not likely to outrun Cairo or his buddies.

The dogs, equipped with video cameras, also enter certain danger zones first, allowing their handlers to see what's ahead before humans follow.

SEAL dogs are even trained parachutists, jumping either in tandem with their handlers or solo, if the jump is into water.

 

Last year canine parachute instructor Mike Forsythe and his dog Cara  set the world record for highest man-dog parachute deployment, jumping from more than 30,100 feet up at the altitude transoceanic passenger jets fly at. Both Forsythe and Cara were wearing oxygen masks and skin protectors for the jump.

Here's a photo from that jump, taken by Andy Anderson for K9 Storm Inc. (more about those folks shortly).

As well, the dogs are faithful, fearless and ferocious making incredibly frightening and efficient attackers.

 

When the SEAL DevGru team (usually known by its old designation, Team 6) hit bin Laden's Pakistan compound on May 2, Cairo's feet would have been four of the first on the ground.

And like the human SEALs, Cairo was wearing super-strong, flexible body Armor and outfitted with high-tech equipment that included (doggles) specially designed and fitted dog goggles with night-vision and infrared capability that would even allow Cairo to see human heat forms through concrete walls.

Now where on earth would anyone get that kind of incredibly hi-tech doggie gear?

From Winnipeg , of all places.

Jim and Glori Slater's Manitoba hi-tech mom-and-pop business, K9 Storm Inc., has a deserved worldwide reputation for designing and manufacturing probably the best body Armor available for police and military dogs. Working dogs in 15 countries around the world are currently protected by their K9 Storm body Armor.

Jim Slater was a canine handler on the Winnipeg Police Force when he crafted a Kevlar protective jacket for his own dog, Olaf, in the mid-1990s. Soon Slater was making body Armor for other cop dogs, then the Canadian military and soon the world.

The standard K9 Storm vest also has a load-bearing harness system that makes it ideal for tandem rappelling and parachuting.

And then there are the special hi-tech add-ons that made the K9 Storm especially appealing to the U.S. Navy SEALs, who bought four of K9 Storm Inc.'s top-end Intruder canine tactical assault suits last year. You can be sure Cairo was wearing one of those four suits when he jumped into bin Laden's lair.

Here's an explanation of all the K9 Storm Intruder special features:

Just as the Navy SEALS and other elite special forces are the sharp point of the American military machine, so too are their dogs at the top of a canine military hierarchy.

In all, the U.S. military currently has about 2,800 active-duty dogs deployed around the world, with roughly 600 now in Afghanistan and Iraq .

Here's the link to a dandy photo essay about U.S. war dogs that just appeared in the journal Foreign Policy.

Several of the photos I have included here are from Foreign Policy, as you will see. Other photos are from K9 Storm Inc.

Dogs have been great battle companions and partners in the U. S. military from at least World War II and are standard workers in every law enforcement organization. They are great at what they do!

 

 

نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ سیاسی


عروسک کوکی


بیش از اینها ، آه ، آری

بیش از اینها میتوان خاموش ماند

 میتوان ساعات طولانی

با نگاهی چون نگاه مردگان ، ثابت

خیره شد در دود یک سیگار

خیره شد در شکل یک فنجان

در گلی بیرنگ ، بر قالی 

در خطی موهوم ، بر دیوار

میتوان با پنجه های خشک

پرده را یکسو کشید و دید

در میان کوچه باران تند میبارد

کودکی با بادبادکهای رنگینش

ایستاده  زیر یک طاقی

گاری فرسوده ای میدان خالی را

با شتابی پرهیاهو ترک میگوید

 میتوان بر جای باقی ماند

در کنار پرده ، اما کور ، اما کر

 میتوان فریاد زد

با صدائی سخت کاذب ، سخت بیگانه

" دوست میدارم "

میتوان در بازوان چیرهء یک مرد

ماده ای زیبا و سالم بود

 با تنی چون سفرهء چرمین

با دو پستان درشت سخت

میتوان در بستر یک مست ، یک دیوانه ، یک ولگرد

عصمت یک عشق را آلود

میتوان با زیرکی تحقیر کرد

هر معمای شگفتی را

میتوان تنها به حل جدولی پرداخت

میتوان تنها به کشف پاسخی بیهوده دل خوش ساخت

پاسخی بیهوده ، آری پنج یا شش حرف

 میتوان یک عمر زانو زد

با سری افکنده ، در پای ضریحی سرد

میتوان در گور مجهولی خدا را دید

میتوان با سکه ای ناچیز ایمان یافت

میتوان در حجره های مسجدی پوسید

چون زیارتنامه خوانی پیر

میتوان چون صفر در تفریق و جمع و ضرب

حاصلی پیوسته یکسان داشت

میتوان چشم ترا در پیلهء قهرش

دکمهء بیرنگ کفش کهنه ای پنداشت

میتوان چون آب در گودال خود خشکید

 میتوان زیبائی یک لحظه را با شرم

مثل یک عکس سیاه مضحک فوری

در ته صندوق مخفی کرد

میتوان در قاب خالی ماندهء یک روز

نقش یک محکوم ، یا مغلوب ، یا مصلوب را آویخت

میتوان باصورتک ها رخنهء دیوار را پوشاند

میتوان با نقشهای پوچ تر آمیخت

 میتوان همچون عروسک های کوکی بود

با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید

میتوان در جعبه ای ماهوت

با تنی انباشته از کاه

سالها در لابلای تور و پولک خفت

میتوان با هر فشار هرزهء دستی

بی سبب فریاد کرد و گفت

"  آه ، من بسیار خوشبختم  "

 

نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ شعر و تگ ادبیات

آنچه در پی میآید، متن کامل گفتگوی جان دیویس، خبرنگار یورونیوز با محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری جمهوری اسلامی است که روز چهارشنبه، ۱۲ مرداد در تهران انجام گرفت. جان دیویس از یورونیوز: از دفتر ریاست جمهوری در تهران به شما شب بخیر می گویم. این فرصت را یافتیم تا با محمود احمدینژاد، رئیس
جمهوری ایران برای بیست تا سی دقیقه گفتگوی اختصاصی داشته باشیم و نظرات ایشان را پیرامون اتفاقات جاری در ایران، خاورمیانه و سراسر دنیا جویا می شویم.


ادامه مطلب ...
نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ۴:٢۵ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۵ امرداد ۱۳٩٠
نظرات (3)    |   لینک ثابت    |   تگ سیاسی و تگ ایران

داستان کوتاه - زیر باران - فرید افشار 

http://short-story.persianblog.ir/post/84/

________________________________________________________

مردی زیر باران از دهکده کوچکی می گذشت . خانه ای دید که داشت می سوخت و مردی را دید که وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود.

مسافر فریاد زد : هی،خانه ات آتش گرفته است ! مرد جواب داد : میدانم

مسافر گفت : پس چرا بیرون نمی آیی ؟

مرد گفت : آخر بیرون باران می آید . مادرم همیشه می گفت اگر زیر باران بروی ، سینه پهلو میکنی

زائوچی در مورد این داستان می گوید  :

خردمند کسی است که وقتی مجبور شود بتواند موقعیتش را ترک کند

نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٠
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ ادبیات و تگ داستان کوتاه

بازار تبریز بزرگترین بازار سرپوشیده جهان و یکی از شاهکارهای معماری ایرانی است. این بازار در سال ۱۱۹۳ هجری قمری بر اثر زلزله با خاک یکسان شد، اما طولی نکشید که به همت مردم شهر بازسازی شد.
شهر تبریز به مناسبت قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم از دیرباز مرکز مبادله کالا میان خاور دور و اروپا بوده‌ و وصف بازار‌های آن در خاطرات بسیاری از بازرگانان و جهانگردان آمده است.
تبریز به سبب قرار گرفتن در سر راه شرق و غرب، از بدو پیدایش مرکز مبادله کالاهای بازرگانی کشورهای اروپایی و آسیایی بوده است و خود نیز بنا به مقتضیات جغرافیایی، محصولات کشاورزی و صنعتی را به دورترین نقاط جهان صادر می‌کرده است و این تبادل اقتصادی ایجاب می‌کرد که بازار ها و مرکزی برای مبادله و فروش کالاهای شرق و غرب در آن به وجود آید.
...

منبع: خبرگزاری میراث آریا

و

http://sanatetourism.blogsky.com/1390/05/06/post-220/


ادامه مطلب ...
نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٠
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ گردش گری و تگ ایران

 امروزه بسیاری از گردشگران حرفه‌ای ترجیح می‌دهند به جای دیدار صرف از مکان‌های تاریخی، به طبیعت‌گردی در مسیرها و مناطق بکر و تازه، بپردازند که این شاخه از صنعت گردشگری را با نام اکوتوریسم می‌شناسیم.

طبیعت گردان به صورت تک نفره یا گروهی از جنگل‌ها و حیات وحش بازدید می‌کنند و از دیدن تنوع گیاهی و جانوری که گاه منحصرا در یک منطقه از جهان وجود دارد، لذت می‌برند.هر چه که صنعت گردشگری در دنیا توسعه می‌یابد، رفته‌رفته طبیعت‌گردی نیز در میان گونه‌های مختلف گردشگری از جایگاه ویژه‌ و رشد قابل توجهی برخوردار می‌شود، به‌طوری که در 20 سال اخیر شاهد گسترش سریع فعالیت‌های مرتبط با طبیعت‌گردی در سراسر جهان بوده‌ایم. در این میان استان کهگیلویه و بویراحمد با برخورداری از جاذبه‌های زیستی بسیار زیبا در کنار جاذبه‌های تاریخی می‌تواند از قطب‌های مهم جذب گردشگران طبیعت در ایران و جهان محسوب شود. رشته کوه زاگرس و قله‌های سربه فلک کشیده آن، همچنین جنگل‌های انبوه و بکر این رشته ‌کوه‌ها، وجود چشمه‌ها و آبشارها و تشکیل دریاچه در پشت سدها باعث به وجود آمدن تنوع زیستی کم‌نظیری در این استان شده است به‌طوری که اکنون کهگیلویه و بویراحمد به زیستگاه‌ مناسبی برای بسیاری از گونه‌های جانوری به‌ویژه انواع پرندگان مهاجر تبدیل شده است. یکی از مناطق دیدنی کهگیلویه و بویراحمد که به آن برای توسعه اکوتوریسم در استان امید بسیاری می‌رود، منطقه حفاظت شده دناست که در ناحیه سردسیری استان قرار دارد. این منطقه با وسعتی حدود یکصد هزارهکتار در محدوده شهرستان دنا از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد واقع شده و اوج چین خوردگی زاگرس با ارتفاع 4هزار و 425متر نیز در این منطقه است. دنا 40 قله بالاتر از 4هزار متر دارد که هرساله مسافران بسیاری را علاوه بر کوهنوردان حرفه‌ای به خود جلب می‌کند. این منطقه ناحیه‌ای کاملا کوهستانی است که اختلاف ارتفاع میان بلندی‌ها و پستی‌های آن باعث تشکیل قله‌هایی بلند، دیواره‌های عظیم و دره‌های عمیق شده است. تنوع زیستی در منطقه حفاظت شده دنا بسیار بالاست به‌طوری که تاکنون در منطقه حفاظت شده دنا 168 گونه جانوری و هزار و 201 گونه گیاهی شناسایی شده است. در دامنه‌های جنوبی تا ارتفاع 2500متری فقط جنگل بلوط همه جا را پوشانده است. همچنین در لابه‌لای درختان بلوط و در ارتفاعات گوناگون گونه‌های جنگلی دیگری نظیر بنه کیکم، ارزن، شن و انواع بادام کوهی مشاهده می‌شود. از ارتفاع 4هزارمتر به بالا دیگر خبری از بوته‌های سطحی نیست و تنها شاهد گیاهان کوچک و زیبایی در پناه سنگ‌ها و شکاف صخره‌ها هستیم. برخی از این گیاهان در اوایل تابستان گل‌های ریز، رنگین و بسیار زیبایی به بار می‌آورند. از سوی دیگر، باید گفت که حیات‌وحش دنا معرف سیمای جانوری زاگرس است. تعداد گونه‌های پستاندار منطقه 25گونه و پرندگان دنا نیز شامل 84 گونه می‌شود. وجود 47قله بالای 4هزار متر و 183چشمه پر آب نیز از دیگر ویژگی‌های این منطقه که ظرفیت بالایی برای توسعه اکوتوریسم دارد، به شمار می‌رود. آبشارهای زیبای منطقه دنا کم از سایر دیدنی‌هایش ندارد از جمله آبشارهای دره ناری، بن رود، تنگ پوتک، تنگ پونه‌ای، تنگ نول، تنگ‌آب، ‌تنگ دوآب که چشم بینندگان را مسحور زیبایی خود می‌کند. همچنین رودخانه‌های پرآبی چون بشار، خرسان، مارون در این منطقه جریان دارند که سرچشمه رودهای معروفی چون کارون هستند.

منبع: همشهری آنلاین

و

http://sanatetourism.blogsky.com/1390/05/09/post-221/

 

نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ۱٢:٢۵ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٠
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ گردش گری و تگ ایران

بروز نا آرامی‌های متعدد در ماه‌های آغازین سال نو میلادی که از تونس آغاز شد و به مصرو دیگر کشورهای منطقه خاورمیانه سرایت کرد، از همان روزهای نخست گمانه زنی‌ها را درباره نتایج و آینده این حوادث در بخش های مختلف اقتصادی و توریسم این کشورها دامن زده است.


ادامه مطلب ...
نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ گردش گری

امروزه با توجه به بیانیه هزاره سوم سازمان ملل متحد و اجلاس‌های متعدد در سراسر دنیا پایداری به عنوان بخش اساسی نظم جهانی شناخته می‌شود و توسعه پایدار از اصولی است که اندیشمندان و صاحبنظران مورد توجه قرار می‌دهند. این بدان معنی است که حفظ استانداردهای سطح زندگی آینده بشریت اهمیت بسیار زیادی دارد، به طوری که دیگر نمی‌توان از محیط زندگی انسان‌ها همانند گذشته بهره‌برداری و استفاده کرد. بنابر این ‌باید آثار گردشگری را از ابعاد مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار داد تا بتوانیم از تهدیدات آن بکاهیم، از فرصت‌های آن نهایت بهره‌برداری را بکنیم، نقاط ضعف را به حداقل برسانیم و نقاط قوت را توسعه دهیم و این برنامه بدون مشارکت کشورها امکان‌پذیر نیست.

 

...

منبع: خبرگزاری میراث آریا

و

http://sanatetourism.blogsky.com/1389/10/05/post-162/


ادامه مطلب ...
نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ گردش گری

دبیرکل سازمان باستان‌شناسی و موزه‌های سوریه، از سابقه یک میلیون ساله حضور و سکونت انسان در سوریه سخن گفته و افزود: جمعیت‌های مختلفی از انسان‌ها، یک میلیون سال پیش در کرانه رودهایی همچون ارنوتز، فرات و رودخانه کبیر شمالی زندگی می‌کرده و بعدها به بیابان سوریه عزیمت کردند.
وی با نگاهی به یافته‌های باستان‌شناسی در این کشور طی یک دهه گذشته خاطرنشان کرد، مطالعات اخیر حاکی از آن است که انسان‌ها در حدود یکصد هزار سال پیش در غاری به نام الدرایا واقع در شمال شهر حلب در مرکز سوریه زندگی می‌کرده اند. شواهدی که از استخوان‌های کشف شده از این غار به دست آمده اند.
همچنین سازمان باستان‌شناسی و موزه‌های سوریه در کاوش‌های که بالغ بر 10 سال به طول انجامید موفق به کشف بیش از 10 هزار منطقه باستانی شد که قدمت 600 منطقه متعلق به پیش از تاریخ بود. 

اکتشافات اخیر ثابت می‌کنند دهکده‌های نخستین با خانه‌هایی مدور که در اواسط نواحی رودخانه فرات و منطقه جعده المقار در حومه شهر حلب کشف شده اند در حدود 10 هزار سال پیش از میلاد مسیح شکل گرفته و وسعت یافته اند.

در ادامه کاوش‌ها، باستان‌شناسان موفق به کشف سه منطقه باستانی دیگر در حومه شهر دمشق شدند. مناطقی با اسامی تل اسود، الرماد و قرفی. تمامی این مناطق مشتمل برخانه‌ها و ساختمان‌هایی بودند که نشان از نوعی توسعه شهری داشته اما به هفت هزار سال پیش از میلاد مسیح تعلق داشته اند.

در سال 2010،‌ سازمان باستان‌شناسی و موزه‌های سوریه از کشف دهکده‌ای جدید به نام " الجرف الاحمر در سواحل رود فرات خبر داد. دهکده‌ای که همراه با سنگ نگاره‌ها و سنگ نبشته‌هایی به خط هیروگلیف مصری. تمام خانه‌های موجود در این دهکده دایره‌ای شکل بوده و هیچ ستونی نداشتند و علاوه بر آن پس از گذشت یازده هزار سال همچنان پابرججا ایستاده بودند.

یکی دیگر از آثار جالب توجه و کشف شده در این کشور که در منطقه البلاس در بیابان حماء به دست آمده بود،‌ سمبل‌ها و نشانه‌هایی از یک عقاب و هرمی برعکس بود که نشان دهنده آغاز استفاده از نشان‌شناسی انتزاعی در حدود 10 هزار سال پیش از میلاد مسیح بوده است.

دبیرکل سازمان باستان‌شناسی و موزه‌های سوریه با اشاره به تنوع زیبا شناختی نهفته در اثار هنری کشف شده متعلق به فرهنگ باستان این کشور خاطرنشان کرد: آنچه که از کفپوش‌های موزاییکی و الواح باسالتی در منطقه الابار و از بستر رود فرات به دست آمده تصاویر حکاکی شده از نشان‌ها و سمبل‌هایی است که به تاریخ کهن این سرزمین ارتباط دارند.

از جمله این حکاکی‌ها که می‌توان در آن به عمق شناخت ساکنان پیشین این سرزمین از هنر زیباشناسی پی برد، نقاشی سرخ رنگی از انسانی در حال رقص است که قدمت ان به هزاره هفتم پیش از میلاد رسیده و در منطقه‌ای به نام هلولا کشف شده است. اکتشافات اخیر باستان‌شناسان از گورستان‌هایی در شهر پالمیرا نیز شامل نقاشی‌های دیواری دو هزار ساله‌ای بود که تصویری از زنان را در حین انجام مراسمی مذهبی نشان می‌داد.

از دیگر یافته‌های باستان‌شناسان در این منطقه می‌توان به مجسمه‌هایی سنگی اشاره کرد که نام مالکان آن‌ها بر روی شانه‌هایشان حک شده بود. دبیر کل سازمان باستان‌شناسی و موزه‌های سوریه می‌گوید: باستان‌شناسان در مناطق گوناگونی از این کشوربیش از 60 کشف باستانی انجام داده اند که همه آن‌ها متعلق به دوره نخستین انسان‌ نماهای دوپا بوده است( انسان‌ نماهایی که قدمت انقراض آنها برابر با قدمت حضورشان روی زمین است)

وی اعلام کرد: سازمان باستان‌شناسی و موزه‌های سوریه در آینده‌ای نه چندان دور برنامه‌های بلند مدتی برای اشاعه تاریخ و فرهنگ این کشور در سطح بین المللی دارد که یکی از آن‌ها تاسیس چندین موزه جدید برای استفاده گردشگران است. موزه‌هایی که یکی از آن‌ها موزه موزاییک‌ها در بزرگراه حماء-‌حلب خواهد بود. همچنین توسعه و زیرساخت سازی پارک‌های باستان‌شناسی " دیر ایزور"‌ که صاحب عنوان نخست جایزه بین المللی کارلو اسکارپا شده است.

وی تصریح کرد: سازمان باستان‌شناسی و موزه‌های سوریه در تلاش برای گنجاندن نام‌ها و مناطق جدیدی از این کشور همچون شهر آرمیت، صومعه سایمون و عبادتگاه سلیمان و هشت دهکده باستانی در شهرهای حلبو ادلیب در فهرست میراث جهانی یونسکو است.

 

منبع: خبرگزاری میراث آریا

و

http://sanatetourism.blogsky.com/1389/11/13/post-181/

نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ٢:۵۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ گردش گری

فراسو نیوز : یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد که از نظر گردشگران خارجی منابع اطلاعاتی ایرانی به لحاظ جالب توجه بودن وضعیتی مناسب و از جنبه کاربر پسند بودن و حاوی اطلاعات مفید بودن وضعیت نامناسبی دارند. گردشگران در صحبت‌های خود همچنین به مشکلات ورود به ایران اشاره ‌کرده اند. نتایج این تحقیق حاوی نکات مهمی در امر شناخت موانع جذب گردشگر خارجی است.
    
 دکتر محمد محمودی‌میمند - سیدمحمود حسینی امیری

جایگاه والای صنعت توریسم و گردشگری در سطح جهانی و نقش آن در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه موجب توجه بیشتر به ابعاد مختلف آن در سال‌های اخیر گردیده است. در این بین تبلیغات و اطلاع‌رسانی اهمیت و تاثیر زیادی هم بر رشد صنعت مورد اشاره و هم بر توسعه پایدار آن دارد؛ به همین جهت در زمینه بازاریابی صنعت توریسم و گردشگری و برنامه‌ریزی برای آن مبحث تبلیغات به‌طور جدی مورد توجه مسئولان و برنامه‌ریزان این بخش می‌باشد.

...

منبع : http://sanatetourism.blogsky.com/category/cat-1/


ادامه مطلب ...
نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ گردش گری

نه مرادم، نه مریدم، نه پیامم، نه کلامم، نه سلامم، نه علیکم، نه سپیدم، نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمائم، نه زمینم، نه به زنجیرِ کسی بسته‌ام و بردۀ دینم
نه سرابم، نه برای دل تنهاییِ تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم، نه حقیرم، نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم، نه بهشتم که چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلمِ نور نوشتم ...

حقیقت نه به رنگ است و نه بو، نه به های است و نه هوی
نه به این است و نه او، نه به جام است و سبو
گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم

تا کسی نشنود این رازِ گهربارِ جهان را :

آنچه گفتند و سُرودند، تو آنی خودِ تو جان جهانیگر نهانی و عیانی تو همانی که همه عمر به دنبالِ خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرارِ نهانی
همه جا تو نه یک جای نه یک پای همه ای با همه ای همهمه ای
تو سکوتی تو خودِ باغ بهشتی
تو به خود آمده از فلسفۀ چون و چرایی
به تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی
در همه افلاک بزرگی نه که جُزئی نه که چون آب در اندام سَبوئی
تو خود اویی، به خود آی تا درِ خانه متروکۀ هر کس ننشینی
و به جز روشنی شعشعۀ پرتو خود هیچ نبینی
و گلِ وصل بچینی ...


مولانا جلال‌الدین رومی

نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ۱٢:۴٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ شعر

در دنیای امروز، مدیریت منبع‌های انسانی، یک هنر و تخصص ویژه می‌باشد. افرادی که چنین هنر و تخصصی دارند، با آرامشی عمیق به هدف‌های مدیریتی خود نائل می‌شوند. مدیران موفق، اندیشه‌های متعالی دارند و بر مبنای یک نظام ارزشی مثبت در مسیر تعالی سازمانی و فردی، گام برمی‌دارند. آنان هر روز با فکری تازه و ناب در عرصهٔ مدیریت پا می‌گذارند و از فرصت‌ها و امکانات به‌نحوی شایسته استفاده می‌کنند. ناملایمت‌های مسیر مدیریتی، آنان را ناامید نمی‌کند و هر مسئله‌ای را فرصتی برای رشد قابلیت‌های فردی و سازمانی خود می‌دانند. مدیران اندیشمند و موفق، با روحیه‌ای عالی، فرصت‌های بهبود را شناسائی و بر مبنای یک برنامهٔ مدون، اصلاحات لازم را انجام می‌دهند. 


ادامه مطلب ...

نویسنده : علی یارمهدی - ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ امرداد

  نظرات ()
به پرشین بلاگ خوش آمدید نویسنده: پرشین بلاگ - جمعه ۱۱ تیر ،۱۳٩٥
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
  نظرات ()
مطالب اخیر شنبه ۱٢ تیر ،۱۳٩٥ به پرشین بلاگ خوش آمدید
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من پایان نامه پرتال زیگور طراح قالب